تصمیمسازان و تدبیرگران جریان فتنه این روزها به دنبال«شکل» و«ترکیب» جدیدی برای ادامه فعالیتهای خود هستند.
این جریان که آغازش با یک کیش شخصیت و یک توهم شکل گرفت چون نتوانست به دلیل سستی دیدگاهها، نظرات و برنامههای گریز از مرکز خود سماجت مقدسی را فراهم سازد، در برابر سیل پرسشها، به دنبال یک مفر و گریزگاه و به تعبیری دقیقتر اختیارکردن یک سنگر برای احیای توان از دست رفته خود و بازیابی شخصیتی خود میباشد. این جریان که در پستوی جلسات خود گذرها و هجمهها علیه اندیشههای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را تجربه کرده، سخت به تدارک برنامههایی مشغولند. برای دست یافتن به عمق نگاه این جریان بهنظر میرسد بررسی مفروضات آنان امری لازم و ضروری است. انتخابات که تمام شد و آشوبها جریان گرفت و آتش اغتشاش فتنهگران رو به سردی گرایید، سرآمدان این جریان برای بررسی آینده سیاسی خود به هماندیشیهای مختلفی مبادرت ورزیدند. این هماندیشی ابتدا با تدقیق در پیشفرضهای آنان در طول سالیان گذشته همراه بود. اینان معتقد بودند که به لحاظ نظری و عملی و قبل از انتخابات 88 به این نکات باور داشتهاند:
۱ ـ التزام به بقای جمهوری اسلامی و ترجیح آن بر سایر انواع رژیمهای سیاسی
۲ ـ التزام به مشروعیت سیاسی رهبری به عنوان ولی فقیه
۳ ـ وجود عقلانیت نسبی در کنشهای حاکمیت
۴ ـ وجود دموکراسی انتخاباتی نسبی (پس از مرحله تعیین صلاحیت نامزدهای انتخاباتی)
۵ ـ توان اصلاح ساختارها پس از رسیدن به قدرت
اما در جریان انتخابات این مفروضات با توجه به فضایی که خود شکل دادند به سوی نقض پیش رفته و مواردی از آن به دلیل باورهای جدید نقض شده است. در همین حال برای کسانی که خود در استقرار این نظم نقش داشته و برای آن کوشش کردهاند، عبور از این مفروضات دربردارنده عیان شدن واقعیتی به نام استحاله بوده است. لذا این جریان برای پوشش گذاشتن به این استحاله به دنبال سنگرگیری برای پنهان شدن از مؤاخذه ملت است. در همین راستا این جریان تلاش دارد با ادعای حرکت خود در مسیر خط امام و انقلاب مؤاخذههای انجام شده علیه خود را در برابر نام مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار دهد. این تلاش برای سنگرگیری اما در درون جریان فتنه با مواضعی چند روبهرو شده است. عدهای در این زمینه تصریح کردهاند که ما باید ضمن تأکید بر وجود حکومت دینی، باید ولی فقیه حاضر را مورد تهاجم قرار داده تا بتوانیم به عنوان یک اپوزیسیون داخل نظام به فعالیت مشغول باشیم. مخالفین این نظر معتقدند که اتخاذ این روش موجب خواهد شد که این جریان ضمن از دست دادن فرصت ادامه بازی سیاسی دچار بیعملی نیز خواهد شد. عده دیگری نیز با تصریح بر اینکه جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست، تأکید کردهاند که تغییر حکومت دینی و جایگزینی حکومت سکولار باید مورد توجه قرار گیرد. مخالفین این ایده نیز بر این باورند که در صورت اتخاذ این شیوه آنان رسماً به عنوان اپوزیسیون خارج از نظام شناخته خواهند شد.
در این میان اما گروه دیگری نیز بر این باورند که باید از شیوه طراحی و تحریف قرار دادن امام در برابر نظام استفاده جست.
گفته میشود در جلساتی که فتنهگران ترتیب دادهاند به این موضوع توجه ویژهای شده و بر پیگیری این شیوه تصریح شده است، اما خود این شیوه نیز با اما و اگرهایی روبهرو شده است. بخشی از بدنه رادیکال احزاب اصلاحطلب به محوریت یکی از کسانی که سعی در بهدست گیری نقش عملیاتی جریان فتنه را دارد، تصریح کردهاند که خود آنان به مدیریت زمان امام نیز انتقاد دارند و در این شرایط باید به نقد آن بپردازند. از دیگر سو، عدهای نیز با محوریت یکی از نیروهای قدیمی اصلاحطلب تصریح کردهاند که گرچه خود قائل به انتقاد از مدیریت زمان امام(ره) هستند ولیکن باید به دو دلیل از این مسأله احتراز بجویند. اول اینکه این انتقاد نوعی خودزنی بوده و با توجه به اینکه آنان خود در آن ایام مسئولیت داشتهاند، تناقض عمیقی در این زمینه بهوجود خواهد آمد. این نیروی با سابقه همچنین با اشاره به نامه مصطفی تاجزاده که در آن تصریح شده بود که اصلاحطلبان اشتباهات زیادی را داشته و نسبت به شریعتمداری بد کرده و بیمحابا پیش رفتهاند، گفته است که این خطمشی یک نوع خودسری بوده و هزینههای بسیاری را برای ما فراهم کرده است. وی همچنین دلیل دوم خود را برنامه این جریان برای بهرهگیری از ظرفیت بیت امام(ره) عنوان کرده و گفته است: اگر این موارد طرح شود ظرفیت بزرگی را برای سنگرگیری از دست خواهیم داد. از سوی دیگر با ایراد این انتقادات بیت امام را رودروی خود قرار داده و شرایط را برای خود سنگینتر از گذشته خواهیم کرد. گفته میشود که این جریان با جمعبندیهای خود فعلاً به این نتیجه رسیده است که با مسکوت گذاشتن انتقاد نسبت به مدیریت زمان امام(ره) و دهه60 سنگرگیری پشت نام امام را رقم زده تا خود را نسبت به مؤاخذهها ایزوله کرده تا با عبور از شرایط موجود به سوی ادامه برنامههای خود گام بردارند.