اظهارات اهانت آمیز و توهم آلود یک روحانی آلت دست فتنه گران در شیراز باعث اعتراض و اعلام انزجار مردم مومن این شهر شد.
مردم روزه دار شیراز پس از اقامه نماز جمعه، ضمن برگزاری تجمع در مقابل مسجد قبا، نسبت به هتاکی های مکرر علی محمد دستغیب اعلام انزجار کردند. به گزارش «البرز»، معترضان ضمن سردادن شعارهایی، مراتب اعتراض خود را به این سخنان که در رادیو فردا متعلق به سازمان جاسوسی آمریکا نیز پخش شد، اعلام کردند. حجت الاسلام والمسلمین احمدی یکی از ائمه جماعات شیراز ضمن سخنانی نسبت به اظهارات انجام گرفته اعتراض کرده و گفت: واقعا شما با این حرف ها به دنبال چه چیزی هستید؟ آیا اگر جایگاه امام جمعه ای را به کسی ندادند باید هرچه خواست به زبان براند؟ چرا سخنان شما را رادیو فردا پخش می کند؟ چرا آب در آسیاب دشمن می ریزید؟
یادآور می شود اظهارات این روحانی آلت دست منافقین و فتنه گران همواره مورد توجه رسانه های اصلی ضد انقلاب در آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار دارد. پیش از این اعضای مجلس خبرگان تصمیم دسته جمعی به اخراج نامبرده گرفته بودند اما با مناعت طبع رهبر انقلاب و مخالفت ایشان با این اقدام، برکناری نامبرده منتفی شد.
رسانههای حامی فتنه 88 از جرس و کلمه گرفته تا رادیو فردا و گویانیوز، در هفته های اخیر با هدف فضاسازی تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران و نامناسب نشان دادن وضعیت زندانیان فتنه، کوچکترین تحولات زندان را به عنوان خبر ویژه منتشر میکنند.
اگرچه این سایتها تاکنون اعلام نکردهاند که چگونه به اطلاعات جزئی درون زندانها و وضعیت دقیق افراد زندانی "دسترسی لحظه ای" دارند اما بررسی ادعاهای آن ها نیز نشان از یک پروژه تبلیغاتی و بی مبنا دارد.
در همین راستا، این رسانهها که تا چند روز پیش از "پادرد" عیسی سحرخیز، یکی از مجرمان آشوبهای سال گذشته در زندان خبر میدادند و تبلیغات گستردهای را بر روی آن ترتیب داده بودند، امروز به نقل از پسر وی مدعی شدند که او دچار "فشار بالای خون" است!
سایت وابسته به وزیر ارشاد دولت اصلاحات هم امروز، برای کریمیان، عضو حزب منحله مشارکت به دلیل نداشتن مشکل جسمانی، مشکل روحی تراشیده و از آنچه "وضع نامناسب روحی" این مجرم نامیده، شکایت کرده است.
پوشش گسترده خبر "درد پا"، وضعیت روحی و یا سردرد برخی مجرمان در رسانه های حامی فتنه در حالی است که گفته می شود همین ادعاها نیز واقعیت ندارد و به عنوان یک رپرتاژ تبلیغاتی به منظور مظلومنمایی استفاده میشود؛ زیرا همین افراد بعد از آنکه به بهانه بیماریهای مختلف از زندان به مرخصی میآیند، فعالیتهای سیاسی و ساختارشکنانه خود را از سر میگیرند و در کمتر از چند روز دیدارهای متعددی را با چهره های حامی فتنه در شهرهای مختلف تدارک می بینند.
به عنوان مثال "بهزاد نبوی" که به بهانه مشکل حاد ستون فقرات از زندان مرخصی گرفته بود، در نوروز به سفر تفریحی کیش رفت و در آنجا هم بنا به گفته برخی محافل خبری، با آقای هاشمی رفسنجانی دیدار و گفتوگو کرد.
"مصطفی تاجزاده" و "عیسی سحرخیز" هم از دیگر افرادی هستند که به بهانه بیماری از زندان مرخصی میگیرند و به محض آزادی، فعالیتهای سیاسی خود را از سر میگیرند و حتی برخی منابع خبری از احتمال خروج آنان از کشور خبر میدهند.
بر همین اساس، دادستان تهران از برخورد با مجرمانی که در دوران مرخصی خود مجددا دست به اعمال مجرمانه میزنند، خبر داده است.
|
|
|
لاجوردی به خود من(سعید حجاریان) همواره میگفت که شما از منافقین هم بدتر و خطرناکترید. از آن روزی که لاجوردی عبارت منافقین جدید را گفت و نوشت منظورش ما بودیم.
به گزارش خبرنگار گروه "فضای مجازی " خبرگزاری فارس، سعید حجاریان در یک مصاحبه منتشر نشده به بیان خاطراتی درباره شهادت اسدالله لاجوردی دادستان اسبق تهران پرداخته بود.
مهمترین بخشهای اظهارات حجاریان در ذیل میآید:
- خدا شهید لاجوردی را با اولیا محشور کند. هرگز مالی نیندوخت و خشت روی خشت نگذاشت. آدم بیپیرایهای بود. پشتکار بسیاری داشت. همیشه چه قبل و چه بعد از انقلاب در حال کار کردن بود.
قلیل المأوونه و کثیر المعونه بود. بسیار پرکار و بسیار کم توقع. اما امان از این کم توقعی اش.
- لاجوردی ضربات بسیارسختی را بر پیکره سازمان(منافقین) وارد کرد و همین مسئله کینه فراوانی را در دل سازمانیها کاشته بود
- لاجوردی در قضیه انفجار دفتر نخستوزیری عدهای از رفقای ما را دستگیر کرد.
- لاجوردی به خود من همواره میگفت که شما از منافقین هم بدتر و خطرناکترید. میگفت رجوی دوراندیش نبود و خیلی زود دست خودش را رو کرد اما شما سازمانیها دوراندیش هستید و خودتان را برای آینده آماده کرده اید و منتظر فرصت هستید تا شرایط به نفعتان مهیا شود.
- اعتقاد قلبی لاجوردی این بود که خطر سازمان مجاهدین انقلاب از سازمان مجاهدین خلق بیشتر است. لاجوردی هر گاه مرا میدید میگفت تو و بهزاد و خسرو از رجوی خطرناکترید.
- لاجوردی بچههای ما را سر قصه کشمیری بیچاره کرد.
- لفظ منافقین جدید ابتکار لاجوردی بود که به ما نسبت داده میشد.
- از آن روزی که لاجوردی عبارت منافقین جدید را گفت و نوشت منظورش ما بودیم. وقتی کیهان در مقطع تحصن مجلس ششم منافقین جدید را تیتر کرد این واژه را لاجوردی گرفته بود. منطق، لفظ و عبارت منافقین جدید مال لاجوردی بود و مصداقش در مقطعی مجلس ششمیها و اصلاح طلبها شدند. وقتی منافقین جدید به ما گفته میشود هر کسی هم که با ما نشست و برخاست کند برای عدهای قطعاً مشکوک است. اگر شما هم الآن دارید با من گفتوگو میکنید مشکوک هستید و شاید خط جدید نفاق باشید.
- لاجوردی همواره بچههای سازمان مجاهدین انقلاب را منافق میدانست اما به نیروهای آن طرف خوش بین بود.
منبع: ویژهنامه رمز عبور ۲
گزارش ایسنا وزارت اطلاعات اعلام کرد: با توجه به خبر منتشره در برخی رسانهها و مطبوعات پنجشنبه مورخ ٢٨/٥/٨٩ به نقل از آقای علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی کشور مبنی بر عدم وجود جاسوس در تیم مذاکره کننده هستهیی دولت اصلاحات، وزارت اطلاعات قویا اعلام میدارد با عنایت به رای صادره از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب اسلامی تهران که قطعی گردیده است، به استناد ماده ٥٠٥ قانون مجازات اسلامی، آقای حسین موسویان به جرم «جمعآوری اطلاعات طبقهبندی شده با پوشش مسوولین نظام و مامورین دولت و در اختیار قرار دادن اطلاعات مزبور به دیگران (افراد فاقد صلاحیت و بیگانگان)» به دو سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک در وزارت امور خارجه و اشتغال در امور بینالملل سایر نهادها و ارگانهای کشور محکوم گردیده است. لذا اقدام نامبرده مصداق روشن و کامل جاسوسی میباشد.
شب جمعه برنامه ای از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که نیاز به توضیح و عذرخواهی رئیس سازمان صدا و سیما دارد. ویژه برنامه ای با نام 90 (!) که 2 ساعت وقت سیمای ملی و هزینه مردم را صرف کرد تا آقای دایی از ظلمی که مدعی است بر وی رفته است دفاع کند. علی دایی به سیما دعوت شد تا از حقوق 800 میلیونی خود بگوید و از عقب افتادن این حق شکایت کند.
آقای دایی و ظلم بر او رفته و حقوق 800 میلیونی و قرارداد و عملکرد مسئولین و غیره به جای خود و کشمکش های آن بماند برای اهلش؛ اما پرداختن به این موضوع در رسانه ملی، موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
از برنامه 90 بیش از این انتظاری نیست اما از آقای ضرغامی که حکم مسئولیت خود را با تذکر جدی رهبری به دست گرفته اند بسیار بعید و دور از انتظار است.
طی چند ماه گذشته که به هر دلیل هر روز یک خبر از ورشکستگی صنایع کشور منتشر شده است وکارخانجات با 20 درصد ظرفیت خود کار می کنند و به گزارش رسمی دولت، نرخ بیکاری از 9 درصد به 13درصد رسیده است و هر روز به خیل بیکاران اضافه می شود، آیا رسانه ملی یکبار حاضر شده است این رکود و بیکاری و عقب افتادن حقوق کارگران و شرمندگی آنها در خانواده را تصویر کند و به رخ مسئولین بکشد؟
چطور حق از دست رفته 800 میلیون تومانی آقای دائی، رئیس صدا وسیما را نگران کرده است اما 17 ماه عقب افتادن حقوق کارگران ... نیاز به فریاد و اعلام رسانه ای ندارد. آیا حقوق 250 هزار تومانی یک کارگر که از عید به این طرف پرداخت نشده است نیاز به پیگیری ندارد؟ 7 کارگر در یک معدن به خاطر زیاده خواهی کارفرما جان می دهند و چرا طنین تکان دهنده زنان بیوه و کودکان یتیم آنها، نباید به گوش مسئولین و مردم برسد؟
10 روز پیش خبر کشته شدن 4 کارگر در فلان معدن و پالایشگاه نفتی منتشر شد. این کارگران به دامن مرگ رفتند تا شرمنده خانواده خود نشوند و اما این داستان تلخ جائی برای طرح در رسانه ملی نداشت. حتی خبر آنهم منتشر نشد. چطور می شود نمایش فقر و نداری و صورت هائی که با سیلی سرخ نگه داشته می شوند، ضد امنیت ملی و به زیان انقلاب است، اما دادخواهی برای حقوق 800 میلیون تومانی که فهم و باور آن هم برای مردم سخت است، فخر نظام و رسانه ملی است؟
هر از گاهی یک کودک گل فروش در جاده منتهی به بهشت زهرای (س) تهران کشته می شود آیا این حادثه دردناک نیاز به مطالبه و تصویر ندارد؟
چطور است که عقب افتادن حقوق 800 میلیون تومانی آقای دایی شما را نگران می کند تا آنجا که یک طرفه و بدون شنیدن سخنان طرف دعوا و در برابر چشم میلیون ها بیننده به قضاوت می نشینید اما مصائب و مشکلات همین کارگرانی که بسیارشان تماشاگر این برنامه بودند نیاز به برنامه و ویژه برنامه ندارد؟ آیا این به سخره گرفتن مردم مستضعف کشور نیست؟ آیا این برنامه به سخره گرفتن مشکلات کارگران و زحمتکشان جامعه نیست؟ محکمه بر پا کردن برای حقوق 800 میلیون تومانی آقای دایی یعنی بی توجهی به مشکلات صدها هزار کارگر که حقوق شان را چند ماه است نگرفته اند. یعنی به سخره گرفتن فقر کسانی که نداری شان ناشی از ظلم مترفین و مسرفین ویژه خوار است.
چه اتفاقی در صدا وسیما افتاده است که مشکل این آقا، ملی تلقی می شود و اما مشکل میلیون ها کارگر مشکل شخصی شان است؟
این عدالت را چطور می توان برای مردم توضیح داد که اهن وتلپ برای احقاق حقوق میلیونی می تواند از رسانه ملی و از هزینه مردم مطرح شود اما یک کارگر نمی داند حق از دست رفته اش را به کدام محکمه صالحه ببرد. سالها است قرار دادهای سفید امضا و یک طرفه رایج است و به این کارگر فهمانده شده است، به ظلمی که به او می شود باید بسوزد و بسازد. آقای ضرغامی این مشکل نیاز به برنامه ساختن نداشت؟ نیاز به مطالبه نداشت؟ نیاز به طرح موضوع نداشت؟
تعداد فزاینده بیکاران و نیمه بیکاران به گونه ای محتوم در ورای این رکود و ورشکستگی پیاپی کارخانجات است. کارگران به اقشار زیر طبقه سقوط می کنند و هر روز آمار فساد و آسیب های اجتماعی به تبع آن افزایش می یابد. آیا این فتنه قرمز نیاز به مناظره و سخنرانی و فیلم و سریال و برنامه 90 و 100 وغیره ندارد؟
وقتی آقای ضرغامی مملکت را در آدم های بی رگ وبی خون و شکم دله های بالاشهر می بیند و برای شغال مستی کردن های اعیونی های تهران برنامه می سازد، طبیعی است که غذای توصیه شده در این رسانه ملی را سریال "آشپزباشی" آموزش دهد و رسم و رسوم ازدواج را "شمس العماره" به نمایش کشد و الگوی زن در خانواده را دخترکان بزک کرده سریال های خانواده و مجریان هر روز یک رنگ تصویر کنند و صد البته انتظاری جز این نیست که عدالت و دادخواهی را هم، به احقاق حق 800 میلیون تومانی آقای دایی ببیند.
مدیریت صدا و سیما توضیح دهد که که با کدام دلیل و حجت، "آئینه گردان توانگران" و "خاصه تراش مدعیان و چیز داران" شده است و رسانه ملی را "هم سرا" و "هم نواز" و "هم ساز" معرکه گیران کرده است؟
آقای ضرغامی پدری که کودک خود را به قیمت 100 هزار تومان می فروشد و سوژه خبرنگاران صفحه حوادث روزنامه ها می شود شما را به درد نیاورد؟ صاحب خانه ای که به خاطر 200 هزار تومان اسباب و اثاثیه مستاجر را به خیابان ریخت برای شما ارزش دادخواهی نداشت؟ صف های طویل بیمارستان های دولتی و زنانی که به دلیل نداشتن حداقل امکانات برای گرفتن اورژانس، فرزندشان روی دستشان دست و پا می زند و تشنج می کند ارزش برنامه ساختن ندارد؟ آیا این به سخره گرفتن پابرهنگان نیست که تریبون و رسانه ملی را خرج زیاده خواهی کسانی کنید که با پول توجیبی این مردم شهرتی پیدا کردند و مدالی گرفتند؟ آقای ضرغامی هر چه زودتر پاسخ دهید و از پابرهنه ها و ولی نعمتان و وارثان این مرز و بوم به خاطر پخش این برنامه سؤال برانگیز عذر خواهی کنید. گر چه دل شکسته این مردم را که تمام آبرو و زندگی خود را برای این انقلاب گذاشته و می گذارند و امروز تماشاگر زشت ترین نمایش عدالت در رسانه ملی هستند را نتوانید به این سادگی بدست آورید.
یاد آن پیر فرزانه به خیر که می گفت :"واقع آن است که آن قدر که پابرهنهها به رادیو - تلویزیون حق دارند، ما نداریم. این یک واقعیت است و تعارف نیست؛ واقع این است که آنها این نظام را درست کردهاند و این نهضت را به وجود آوردند؛ همین جمعیت هستند که پیروزیها را به دست آوردند؛ از قشر بالا کسى در این مسئله حقى ندارد. البته ما هم در اصل مطلب شرکت داشتهایم، اما حق با آنهاست" امام خمینی 27 مرداد 1364
زهرا رهنورد به این بهانه که در این دولت، جامعه همواره در فقر ونداری بوده است نسبت به تصویب لایحه حمایت از خانواده که به زعم او لایحه چند همسری است اعتراض کرد.
به گزارش خبرنگار جهان وی در یادداشتی خواستار خروج لایحه حمایت از خانواده از دستور کار مجلس شد و نوشت: هم اکنون زنان نه تنها از تبعیض و از قوانین قیم مآبانه رنج می برند، بلکه لایحه تخریب خانواده نیز بر مشکلات مالی و به طور خاص بر مشکلات زنان افزوده شده است.
وی در ادامه با لحن سوالی نوشت: در شرایط فعلی یعنی در روند دولت نهم و دهم که خانواده ها در چند سال اخیر به دلایل فقر اقتصادی و مسائل طبقاتی یا نابسامانی های سیاسی روبرو هستند چرا دولت نهم لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده و به زعم من و سایر معترضان لایحه انهدام خانواده را به مجلس داده است و چرا مجلس در وضعیت بحرانی فعلی کشور لایحه مذکور را در دستور کار قرار داده است؟
وی که پیش از این آیات قصاص در قرآن را غیر اخلاقی دانسته بود اینبار درخصوص چند همسری در اسلام نوشت: روح آیات و هم شواهد تاریخی حاکی از آنست که آیات مربوط به چند همسری ناظر به زمانه ایست که حرمسراهای شهوترانها، حاکمان و طبقات مرفه بیداد می کرد و آیات فوق برای مهار چند همسری است نه توصیه و حکم چند همسری و سایر خوش گذرانی های مرتبط ضمن اینکه همانجا ایده ال خانواده تک همسری ذکر شده است.
اخیرا عیسی سحرخیر که به اتهام شرکت در فتنه پس از انتخابات در زندان به سر می برد، از شرکت نوکیا زیمنس به دادگاهی در آمریکا شکایت کرد که نوکیا هم روز گذشته در بیانیه ای به این شکایت نامه پاسخ داد.
به گزارش جهان در پاسخ این شرکت آمده است که "دعوی سحرخیز در جایی اشتباه، علیه طرف اشتباه و بر اساس فرضهای اشتباه اقامه شدهاست."
گفتنی است برخی از متهمین حوادث سال گذشته، اطلاع یافتن مقامات امنیتی کشور از فعالیت پنهان آنها و در نتیجه دستگیری و زندان رفتن شان را ناشی از فروش تجهیزات الکترونیکی، از طرف شرکت نوکیا به به این نهادها دانسته اند.
حضرت آقا یک جمله خصوصی فرمودند و گفتند من تاسف میخورم که چرا عدهای نمیخواهند بفهمند که قصه، قصه انتخابات نیست بلکه آنها به دنبال براندازی هستند و من با تمام توان در مقابل آن میایستم.
رقیب ناکام آرای باطله در انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد فتنه گران قادر به برنامه ریزی دوباره برای ادامه جنبش نیستند.
کروبی در دیداری که مخاطبان آن «گروهی از جوانان اصلاح طلب» عنوان شده اند، تصریح کرد ادامه جنبش به برنامه ریزی نیاز دارد اما در شرایط کنونی، نمی توانیم یکجا جمع شویم و برنامه ریزی کنیم.
وی البته در توجیه بی کفایتی برای احیای دوباره فتنه و آشوب، سرکوب را بهانه کرده اما متعرض این حقیقت نشده که برنامه ریزی فتنه گران در طول 14ماهه پس از انتخابات، علی الدوام حالت کاهنده و نقض غرض داشته به نحوی که در22بهمن و سپس روز کارگر و سالگرد انتخابات، با امحای مطلق فتنه و آشوب مواجه شدند.
کروبی در عین حال توضیح نداده که چرا نظام باید برای براندازی و آشوب طلبی- به نیابت از آمریکا و اسرائیل- اجازه فعالیت و گردهمایی بدهد.
این نامزد سرمایه باخته در انتخابات، برای روحیه دادن به افراد سرخورده گفته است «اصولگرایان در میان خود دچار اختلاف شدیدی شده اند.» او همچنین درباره اختلافات شدید خود با دیگر فتنه گران، منکر ماجرا شده و می گوید «اختلافی وجود ندارد حتی برعکس، در این دوران سخت تلاش می کنیم با همدلی و همراهی امور را پیش ببریم.»
شایان ذکر است کروبی اگرچه ماهها قبل از انتخابات از سوی خاتمی و موسوی و حزب مشارکت و سازمان مجاهدین و کارگزاران دور خورده بود و در انتخابات نیز نتوانست اعتماد بیش از 330هزار نفر (کمتر از یک درصد 40میلیون شرکت کننده) را کسب کند اما بلافاصله پس از انتخابات و با مشاهده برنامه ریزی سران فتنه برای القای تقلب و ایجاد آشوب، فرصت را برای موج سواری و پوشاندن بی اعتمادی مطلق مردم به شخص خود مناسب یافت و تلاش کرد با رفتارهای انتحاری، آب رفته را به جوی بازگرداند. با این اوصاف، دم زدن او از برنامه ریزی- در حالی که اغلب به حلقه های اصلی برنامه ریزی افراطیون راه داده نشده- نوعی کلام مطایبه آمیز است و چه نظام اجازه تجمع برای برنامه ریزی بدهد و چه این اجازه را ندهد، کروبی جزو تصمیم گیران و سناریست ها قلمداد نمی شود بلکه اغلب در جلسات مذکور، نقش سیاهی لشکر یا بدلکاری که باید خود را به در و دیوار بکوبد، به او واگذار می کنند.
انتشار ویدئویی سخنان مصطفی تاج زاده مبنی بر رد وقوع تقلب در انتخابات، با شوک و حیرت 48ساعته در محافل سیاسی و رسانه ای ضد انقلاب مواجه شد. این محافل البته با سپری شدن یک روز از انتشار ویدئو، تلاش کردند با حاشیه پردازی، متن این رویداد مهم را کتمان کنند.
در این ویدئو که در شبکه جهانی یوتیوب منتشر شده، تاج زاده به محسن صفایی فراهانی و عبداله رمضان زاده- دو عضو دیگر مرکزیت مشارکت- می گوید: برای بنده که تجربه انتخابات رو دارم، می دونم که در انتخابات تقلب نشده.
وی همچنین می گوید: ممکنه که یکی دو میلیون عقب جلو بشه ولی ما نتیجه انتخابات رو باختیم. حالا به جای 25 میلیون و 14 میلیون، شده باشه 24 میلیون و 15 میلیون مثلاً. ما انتخابات رو باختیم.
این اظهارات از آن جهت واجد اهمیت می باشد که تاج زاده به عنوان یکی از سمبل های مبارزه و مقاومت در میان فتنه گران شناخته می شد که مدام در جنگ روانی برای این جریان تلاش می کرد تقلب در انتخابات را به مخاطبان ساده دل القا کند. و طبیعتاً سخنان اخیر وی می تواند هم به لحاظ استدلالی و هم به لحاظ روحیه، باعث آشفتگی و سرخوردگی بیشتر در میان نیروهای میدانی فتنه شود.
رسانه های وابسته به جریان فتنه برای کاهش پس لرزه های اظهارات تاج زاده مدعی شده اند که وی تحت فشار و شکنجه !؟ این حرف ها را ادا کرده حال آن که ویدئوی منتشره نشان می دهد وی در فضایی آرام و دوستانه با دیگر اعضای حزب متبوع خود این سخنان را بر زبان می راند اما حتی اگر این ادعای فشار و شکنجه! همه پذیرفتنی بود، باز هم فرو ریختن اسطوره خیالی وی قابل توجیه نیست.
در همین حال برخی سایت های ضد انقلاب مدعی شده اند این فیلم در زندان به صورت یواشکی و مخفیانه برداشت شده که اتفاقاً اگر این ادعا را هم بپذیریم، بر سندیت بیشتر فیلم و از سر اختیار و باور بودن اظهارات تاج زاده تاکید می کند.
از سوی دیگر سایت صهیونیستی بالاترین با لحنی تلخ نوشت: ابطحی، عطریانفر، الویری و... اینک تاج زاده! باز هم فیلمی از اعترافات یکی از شیران در بند بعد شکنجه منتشر شده است. تاج زاده می گوید که تقلب بیش از 1 میلیون امکان ندارد اما از کجا معلوم؟!
ادعای شکنجه تاج زاده در حالی است که وی ماه ها در مرخصی تفریحی! به سر می برد و سعی می کرد ادای پهلوان پنبه ها را از خود درآورد.
در همین حال سایت خبری «شرق» در گزارشی از سخنان تاج زاده در یک محفل دوستانه پیش از بازگشت به اوین خبر داد و نوشت: او در این سخنان از تقسیم نقش ها در میان گروه های طراح فتنه خبر می دهد. به گزارش یکی از افراد حاضر در محفل مذکور، تاج زاده می گوید در جلسه سران جبهه اصلاحات تصمیم بر این شده است که اصلاح طلبان با تقسیم رهبری این جریان، به دو شاخه رادیکال و معتدل اهداف تعریف شده خود را پیش ببرند. براساس این تقسیم کار طیف معتدل با اتخاذ مواضعی نزدیک به دیدگاه های نظام تلاش خواهد کرد خود را به حاکمیت نزدیک و از این فرصت برای مشروعیت بخشیدن به جریانی که نقاب میانه روی بر چهره دارد نهایت استفاده را نماید.
براساس این گزارش، تاج زاده می گوید براساس طرح هایی که از طریق یک اطاق فکر ارائه شده، جریان اصلاحات با تقسیم رهبری به دو شاخه رادیکال و معتدل فرصت می یابد تا ضمن ادامه حرکات تند و رادیکال، از طرف دیگر امکان رایزنی برای کسب امتیاز از نظام توسط شاخه معتدل خود را فراهم کند. ما در حقیقت با این کار داریم تئوری معروف سعید حجاریان یعنی فشار از پایین و چانه زنی از بالا را به مرحله اجرا درمی آوریم.
تاج زاده در جواب سوال یکی از حضار مبنی بر این که چرا اعضای اتاق فکر و سران اصلاحات به این نتیجه رسیده اند که رهبری خود را به دو شاخه تقسیم کنند، پاسخ می دهد: واقعیت امر این است که ماجرای اختلاف شدید رهبران اصلاحات بر سر موضوع رهبری این جریان بعد از قضایای انتخابات، عمده ترین دلیل این دستور بوده است.
وی در تشریح بیشتر این تصمیم می افزاید: «با افول و ناتوانی جنبش سبز در تحقق خواسته های از پیش تعیین شده، خاتمی به عنوان یکی از بزرگان و بنیان گذاران این جریان، وارد گود رهبری جریان شد و حاضر نبود اضمحلال حرکتی را که 8 سال برای آن زحمت کشیده و به تعبیر خودش فرزند وی بود را بپذیرد؛ اما طرف دیگر یعنی موسوی و کروبی که آنها نیز مدعی حرکت بودند و معتقد بودند که جریان را خودشان به راه انداخته اند و نام و آبروی خود را برای آن هزینه کرده اند آن را تقدیم خاتمی ای نمایند که بزرگترین هنر او نظاره جریانات از خارج گود بوده است. این اختلافات تا جایی ادامه پیدا کرد که خاتمی در دیدارهای مختلف چه خصوصی و چه عمومی انتقادات صریحی از موسوی و کروبی و اقدامات آنها می کرد تا این که یک عده از عقلای جریان اصلاحات به فکر ایجاد یک اتاق فکر افتادند و گفتند در شرایط فعلی اختلافات میان سران سمی مهلک برای جریان سبز است و باید برای رفع این قضیه با طرف های اختلاف صحبت و رایزنی کرد. و قرار شد یک استراتژی جدید اتخاذ شود تا در آن براساس تقسیم کار انجام شده هر سه فرد را در رأس جریان قرار بدهیم تا از کل ظرفیت های موجود برای تحقق خواسته هایمان بهره مند شویم»
سران فتنه در مراسم تشییع پیکر یکی از موسسان مجمع روحانیون مبارز غیبت کردند.
در حالی که کروبی اصرار داشت در مراسم تشییع پیکر مرحوم حجت الاسلام سید تقی درچه ای از اعضای هیئت موسس مجمع روحانیون مبارز شرکت کند اما از چند روز قبل تعدادی از دوستان کروبی به صورت حضوری و تلفنی از وی می خواستند از حضور در این مراسم خودداری کند زیرا فضای مردمی و مذهبی شهر ری به گونه ای است که در صورت حضور در این مراسم با خشم و اعتراض مردم رو به رو خواهد شد.شنیده ها حاکی است علی رغم اینکه کروبی روز چهارشنبه مصمم به حضور در این مراسم بود اما اخبار رسیده و توصیه ها باعث شد کروبی صبح روز پنج شنبه از حضور در این مراسم منصرف شود. علاوه بر کروبی که از دوستان قدیم مرحوم درچه ای بود خاتمی رئیس شورای مرکزی و موسوی خوئینی ها دبیر مجمع روحانیون مبارز هم از بیم نگرانی اعتراضات مردمی ترجیح دادند در مراسم شرکت نکنند و تنها عده قلیلی از اعضای مجمع در مراسم شرکت کرده و بدون حضور در منزل آن مرحوم شهر ری را سریعا ترک کردند. آخرین خبر اینکه عصر دیروز (جمعه) مراسم ترحیم مرحوم درچه ای در مصلی شهر ری برگزار شد.مجید انصاری وعلی اکبر محتشمیار حامیان موسوی در انتخابات سال گذشته به هنگامی که می خواستند وارد مصلی شوند با اعتراض شدید مردم روبرو شده وناچار به ترک مراسم قبل از ورود شدند.
محمد نوری زاد با بدرقه جمعی از وابستگان گروهک ها و نیز رضا خاتمی و نعیمی پور به زندان بازگشت. وی پیش از این بازگشت به زندان ترجیح داد با رادیو فردا (ارگان رسمی سازمان سیا) و «جرس» (ارگان حلقه ماسونی لندن) علیه نظام مصاحبه کند. نوری زاد در این مصاحبه های ریاکارانه مدعی شد خیرخواه نظام و رهبری است و از سر خیرخواهی حرف می زند! وی ادعا کرده که نگران ارزش های انقلاب و اسلام است اما توضیح نمی دهد که اگر چنین است چرا بازیچه گروهک های قسم خورده و ضدانقلاب و رسانه های اصلی شیطان بزرگ شده و در خدمت آنها علیه نظام و رهبری فحاشی می کند؟!
رویکرد منافقانه نوری زاد که ریشه در برخی آلودگی ها، عقده ها و جاه طلبی های ناگشوده دارد، در حالی است که وی به تازگی با شماری از سران گروهک آمریکایی نهضت آزادی (گروهکی که حضرت امام تصریح می کرد اگر سرکار باقی می ماند، سیلی بر اسلام و ایران می زدند که تا قرنها سر بلند نمی کردند) ملاقات کرد و دیدار مشابهی نیزبا عناصر بدسابقه ای چون غلامحسین کرباسچی و عبدالله نوری داشت. او به تازگی هم به خانه تاج زاده رفت تا کلکسیون دوستان خیانتکار در حق ملت و نظام را کامل کند.
لحن نوشته های اخیر نامبرده آن قدر ضدانقلابی است که با لحن بیانیه گروهک تروریستی منافقین و نهضت آزادی یا تحلیل های صدای اسرائیل و صدای آمریکا و بی بی سی هیچ تفاوتی نمی کند که البته با توجه به خیرخواهی! نوری زاد، لابد باید احتمال داد گردانندگان این رسانه ها، مسلمان شده اند یا اینکه آقای نوری زاد، امثال نوری زاده را پشت سر گذاشته و سر به آستان امثال شیمون پرز ساییده است! «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون.»
«یان لی اندرسون» خبرنگار نیویورکر پس از بازگشت از ایران، در مصاحبه با خبرگزاری بیبیسی، از شکست جریان فتنه و اقتدار ایران در مسیر پیشرفت خبر داد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران «یان اندرسون» خبرنگار «نیویورکر»،بعد از سفر اخیر خود به ایران در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا اعلام کرد: من در این سفر با جمعی از سران و اعضای فتنه و همچنین محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران دیدار کردم و شکست این جریان و اعتماد به نفس بالای احمدی نژاد و اقتدار دولت را به چشم دیدم.
وی در این مصاحبه تصریح کرد: من در این سفر اعتماد به نفس بالایی را در احمدی نژاد دیدم که تاکنون هیچ گاه آنرا احساس نکرده بودم؛ وی بسیار آرام و متین رفتار کرد.
اندرسون افزود: جریان فتنه دیگر هیچ حضور سیاسی در ایران ندارد و کاملاً سرکوب شده است.
گفتنی است، اندرسون که یکبار دیگر نیز شش ماه پیش از انتخابات در دسامبر 2008 به ایران سفر کرده بود در این مصاحبه تأکید کرد: دیگر خبری از جریان شکل گرفته شده پس از انتخابات در ایران نیست.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرگستر؛ انتشار خبر غیر شرعی خوانده شدن وقف اموال دانشگاه آزاد باعث سر درگمی مافیای دانشگاه آزاد شده است .
این مافیا که ظاهرا در برابر دستور مقام معظم رهبری کلیه اقداماتش را برای وقف اموال دانشگاه آزاد متوقف نموه بود ، با مواجهه با خبر مذکور به قدری هراسان گردیدکه مجبور شد راز بزرگ و نهفته ی خود را افشا نماید .
این راز نیز مربوط به اقداماتی مخفیانه می شود که متولیان دانشگاه آزاد با محوریت هاشمی رفسنجانی ،سید حسن مصطفوی و موسوی بجنوردی انجام داده و طی آن اقدام به جمع آوری نظرات فقهی برخی افراد پیرامون مجاز بودن وقف اموال دانشگاه آزاد کردند .
یاد شدگان که علیرغم تلاش فراوان با استفاده از شگرد "اخذ فتوا به نفع خود" و با توسل به ارائه اطلاعات ناقص و توجیه جهت دار علماءتنها موفق به اخذ نظر چند تن کردیدند ، مجبور شده اند که این اقدام پنهانی خود را که بر خلاف دستور مقام معظم رهبری صورت گرفته است ، آشکار و نتایج آن را برای متاثر نمودن آیت آلله آملی لاریجانی بر ملا نمایند .
اخبار واصله حاکی از آن است که مافیای مذکور در راستای مقابله با مردود شدن وقف اموال دانشگاه ازاد راهبردهای زیر را در سر لوحه کار های خود قرار دهند.
1- رایزنی با آیت الله آملی لاریجانی وسوءاستفاده از اختلافات اخیر دولت و قوه قضائیه :
در این راهبرد تلاش می شود که خبر منتشره در مطبوعات پیرامون مردود شدن موضوع وقف شیطنتی از سوی دولت تلقی گردد تا آقای لاریجانی مجبور گردد در برابر این حرکت مطبوعاتی موضع گرفته و مسئله را کتمان نماید .
2- ارائه مقالات حقوقی و برخی نظرات فقهی پیرامون مجاز بودن وقف اموال دانشگاه آزاد به آیت الله آملی لاریجانی :
در این راهبرد مافیای قدرت قصد دارد تا نتایج اقداماتی راکه بر خلاف نظر مقام معظم رهبری طی این مدت انجام داده است برای آیت الله آملی لاریجانی ارسال نماید . شنیده شده است مقالاتی حقوقی را همراه با چند نظر فقهی تهیه و قصد دارد تا آنها را برای رئیس قوه قضائیه که از سوی رهبر معظم انقلاب مسئولیت فقهی و حقوقی بررسی موضوع وقف دانشگاه آزاد را بر عهده دارد ، ارسال نمایند .
3- تحریک آیت الله صادق لاریجانی برای بر گزاری مناظره فقهی وحقوقی :
این راهبرد تلاش دارد تا به هر نحو ممکن موافقت آیت الله آملی لاریجانی را برای موافقت با برگزاری مناظره بین اعضای کمیسیون فقهی وحقوقی جلب نماید تا پس از آن افرادی نظیر دکتر مهر پرور و موسوی بجنوردی با اعضای کمیسیون مذکو مناظره نمایند با این امید که بتوانند نظرا ت آنها را تغییر دهند .
4- تغییر ریاست دانشگاه آزاد
هم اکنون اتاق فکر مافیای دانشگاه آزاد به این نتیجه رسیده است که تغییر ریاست دانشگاه آزاد می تواند به نحو شایسته ای توجه افکار عمومی رااز موضوع وقف دانشگاه آزاد منحرف نماید .
مافیای مذکور که تاکنون از مدافعان پر وپا قرص آقای جاسبی در ادامه تصدی مسئولیت دانشگاه آزاد محسوب می شده است با تغییر رویکردی قصد تعویض وی را دارد تا به زعم خود هم نزد افکار عمومی وجهه پیدا نموده و در ظاهر مطابق نظر مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت تغییر در دانشگاه آزاد حرکت نماید وهم اینکه موضوع وقف را ازکانون توجهات دور نمایند تا به این وسیله بتواند فرصت بیشتری را برای پیدا کردن راهکار مقابله با مردود اعلام شدن موضوع وقف بدست آورد.
در همین زمینه مذاکراتی با حمید میر زاده به عنوان اصلی ترین گزینه برای تصدی مسئولیت دانشگاه آزاد به عمل آمده است ولی مشار الیه تا کنون به جهت داشتن مشکلات خانوادگی از این پیشنهاد سر باز زده است .
میر محمدی نیز گزینه دیگری برای تصدی سر پرستی دانشگاه آزاد می باشد.
5- جنجال سازی و فضا سازی سیاسی پیرامون موضوع وقف
با توجه به نفرت و دلزدگی مردم از بروز حوادث تلخ پس از انتخابات و تاکید افکار عمومی بر وجود آرامش وامنیت در فضای سیاسی کشور ، مافیای دانشگاه آزاد سعی دارد که به بهانه طرح موضوع وقف اموال ،تنش هایی رادر فضای سیاسی کشور ایجاد نماید با امید این که مسئولین علاقمند به حفظ آرامش کشور ، به صورت جدی وارد عرصه چالش زای تعیین تکلیف دانشگاه آزاد نشوند . در همین راستا ارائه مفالات و تحلیل های مستمر و مختلف در رسانه های همسو با مافیای مذکور در دستور کار قرار گرفته است.
6- سیاسی جلوه دادن موضوع مخالفت با وقف
یکی دیگر از راهبردهای مافیای دانشگاه آزاد ، سیاسی جلوه دادن موضوع مخالفت با وقف اموال دانشگاه آزاد و انتصاب آن به دولت می باشد .
به این روش مافیای مذکور می تواند از اختلاف سلائق و عقاید طبیعی دولت با دیگر قوا استفاده و حمایت قوای قضائیه و مقننه را در تقابل با این موضوع به سمت خود جلب نماید .
استفاده از این راهبرد تا حدی زیادی در گذشته نیز توانسته منویات مورد نظر مافیای مذکور را تامین نماید.
گروهک منافقین به منظور تئوریزه کردن شعار مخالفت با نظام ولایی اقدام به انتشار و توزیع گسترده کتابی از آثار کاظمینی بروجردی کرده است.
به گزارش شبکه ایران، سیدمحمد کاظمینی بروجردی یکی از روحانی نماهایی است که با اقداماتی نظیر نامه نگاری به اتحادیه اروپا درصدد جوسازی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران است.
وی یکی از مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) است که در ده سال گذشته برنامه های تحریفی و خرافاتی زیادی را در یکی از مناطق جنوبی و سنتی تهران اجرا کرده است لذا به دلیل طرح برخی مطالب عوام فریب موفق به گردآوری عده ای هوادار نیز شده است.
بر اساس گزارش آتی نیوز، گروهک منافقین به منظور تئوریزه کردن شعار مخالفت با نظام ولایی اقدام به انتشار و توزیع گسترده کتابی از آثار کاظمینی بروجردی کرده است که در آن موضوعاتی نظیر "رد حقانیت ولایت فقیه"، "عصاره ماهیت حکومت فقها و ولایت فقیه"، "منشأ نظریه سیاست ما عین دیانت ماست"، "ناکامی مرجعیت اصیل غیرسیاسی در جلوگیری از تشکیشل حکومت فقها" به کنکاش گذاشته شده است.
بنا بر این گزارش، بحث و بررسی در خصوص "تأثیر منفی مرجعیت بی تفاوت بر تداوم حکومت جعلی فقها"، "مناظره با رهبران ولایت فقیه"، "مقایسه دیکتاتوری با نمادهای استبدادی تاریخ"، "بی عدالتی طی سه دهه حکومت ولایت فقیه" از دیگر موضوعات طرح شده در این کتاب است.
در پیش گفتار این کتاب آمده است: درود می فرستم بر اکثریت مطلق هموطنانم در داخل و خارج ایران که قربانی بی عدالتی هستند.
گفتنی است، کاظمینی بروجردی با حکم دادگاه ویژه روحانیت به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، ارتباط با بیگانگان و برخی اظهارات دروغین در خصوص ارتباط با امام زمان بازداشت و به زندان منتقل شد.
مدتی پیش رسانهها به برخی ابهامات در مدیریت جنگ توسط میرحسین موسوی پرداختند که با واکنش تند وی مواجه شد. موسوی بلافاصله در سخنانی تهدید به افشاگری کرد که البته تا امروز از آن افشاگری خبری نشده است.
اخیراً میرحسین موسوی با کروبی دیدار داشته است که در آن دیدار ضمن انتقاد شدید از مدیریت آیتالله هاشمی در جنگ میگوید: همه میدانند که یکی از علل ناکارآمدی جنگ نحوه اداره شخص هاشمی و اشتباهاتش بود که نمیتوانست جنگ را به خوبی اداره کند.
وی ضمن گلایه شدید به هاشمی رفسنجانی گفته است: اینها به هیچ کس رحم نمیکنند و به دنبال آن هستند که اشتباهات خود را درباره مدیریت جنگ به گردن دیگران بیاندازند.
موسوی ادامه داد: همه میدانند که یکی از علل ناکارآمدی جنگ نحوه اداره شخص آقای هاشمی و اشتباهات وی بود که نمیتوانست جنگ را به خوبی اداره کند.
وی در ادامه ضمن ارائه آمار و ارقامی تصریح میکند که از 6 میلیارد دلار درآمدی که داشتیم 4 میلیارد آن هزینه جنگ می شد؛ اما امروز مدعیاند که ما کمکی برای ادراه جنگ نمیکردیم.
موسوی در بخش دیگری از سخنانش تاکید میکند که من حرفهای زیادی برای گفتن درباره جنگ دارم اما صبر میکنم تا اینها هرچه دارند رو کنند و ببینم تا کجا پیش میروند آن وقت ناگفتههای خود درباه جنگ را رو میکنم.
کروبی این بار با واکنش مردم متدین شهرری روبرو شد و مجبور به فرار از این شهر شد.
کروبی که چندی پیش گفته بود حتی سر قبر پدرم هم نمی توانم بروم! این بار با واکنش از سوی امت حزب الله شهرری روبرو شد و مجبور به فرار از این شهر شد. روز گذشته نفر پنجم انتخابات سال گذشته بدون قرار قبلی در مراسم ختم مرحو حجت الاسلام سید تقی موسوی درچه ای از اعضای مجمع روحانیون مبارزحاضر شده بود که با واکنش مردم متدین شهرری روبرو شد و در نهایت با اعتراض مردم که شعار می دادند " حرم عبدالعظیم جای منافقین نیست" مجبور شد با اعوان و انصارش شهرری را ترک کند.
لازم به ذکر است اعتراض مردم شهرری محدود به کروبی نبود و با شعار دادن علیه مجید انصاری و محتشمی پور که از افراد بسیار موثر در ایجاد توهم تقلب در سران فتنه بود این دو را نیز مجبور به خروج فوری از مراسم ختم و خارج شدن از شهرری کرد.البته برخی رسانه های همسو با این جریان خبر کذب برخورد فیزیکی با این دو را نیز منتشر کرده اند.
گفتنی است قرار بود خاتمی نیز در این مراسم شرکت کند اما به دلیل احتمال برخورد مردمی با خود از شرکت در مراسم ختم آن مرحوم خودداری کرد.